در حسرت شناسنامه

به گزارش اینجا همه چی خوبه، حال بد مادران ایرانی، دل پر تب و تابشان، اشک هایی که یواشکی می ریزند و فکرهای کج و معوجی که به سرشان می زند را فقط خودشان درک می نمایند و بس. حال ناخوش بچه های این مادران، دل پردلشوره و حال منقلب شان، ترس هایی که دارند و آینده نامعلومی که شده کابوس هر لحظه آنها را فقط خودشان می شناسند و مادرها.

در حسرت شناسنامه

به گزارش اینجا همه چی خوبه به نقل از روزنامه اینجا همه چی خوبه، همه اینها دلشان خوش است به قانونی که مهر 98 شورای نگهبان تصویبش کرد و 13خرداد سال 99 معاون اول رئیس جمهوری آیین نامه اش را ابلاغ کرد و هیات وزیران نیز با فاصله ای اندک، آیین نامه اجرایی آن را به تصویب رساند.

یک سال و نیم است که همه این کارها شده، هم قانون اعطای تابعیت ایرانی به فرزندان حاصل از ازدواج زنان ایرانی با مردان خارجی تصویب شده و هم آیین نامه و شیوه نامه اجرایی آن به تصویب رسیده ولی اغلب کسانی که مشمول این قانون اند، کسانی که با هزار ذوق مدارکشان را جمع و جور نموده اند و برای یافتن شناسنامه ایرانی تقلا می نمایند، هنوز دستشان به شناسنامه نرسیده است.

هفت خان رستمی که قانون برای مادران و فرزندانشان تدارک دیده، با تعللی که شیوه مرسوم دستگاه های اجرایی است و اطاله دادرسی که در تار و پود بخش های مختلف کشور تنیده شده، به یک قول حتی سنگ اندازی هایی که در این راه روی می دهد و نگاه های بدبینانه به کسانی که به نوعی با مردان خارجی ربط دارند، آفاتی است که با وجود قانون روشن و صریح، هزاران نفر را چشم به راه نگه داشته است.

شناسنامه برای اینها شده است حسرت و برای داشتن اش دست به هر کاری می زنند، حتی التماس می نمایند و هرروز به ادارات مربوط سر می زنند و اگر لازم باشد از گریه و ضجه دریغ نمی نمایند.

راه پر پیچ و خم صدور شناسنامه

یک آمار رسمی در دسترس است که می گوید 81 هزار و 436 نفر در ایران متقاضی صدور شناسنامه به نام مادران ایرانی خویش اند که از این تعداد 50 هزار و 541 نفر به 18 سال نرسیده اند و 30 هزار و 895هزار نفر بالای 18 سال دارند. آمارهای غیررسمی اما می گوید تعداد افراد بی شناسنامه ای که مادر ایرانی و پدر خارجی دارند به بالای 100هزار نفر می رسد که در همه استان های کشور پراکنده اند.

آخرین آمار رسمی که از تعداد شناسنامه های صادرشده وجود دارد، مربوط است به آمارهای سخنگوی سازمان ثبت احوال کشور که 27 آذر پارسال، درست شش ماه پس از ابلاغ آیین نامه اجرایی قانون، ارائه و تعداد شناسنامه های صادر شده تا آن روز را 84 مورد بیان کرد: یک شناسنامه دراصفهان، هشت مورد در زنجان، 19شناسنامه در زنجان، 42 مورد در همدان و 14 شناسنامه در تهران.

با این که سخنگوی ثبت احوال پاسخ تماس های ما را نداد و ما نمی دانیم از آذر پارسال تا اردیبهشت سال جاری این عدد چند برابر شده، ولی اخباری که جسته گریخته و استان به استان منتشر می گردد، حکایت از سرعت دریافت صدور شناسنامه به نام مادران ایرانی دارد.

این عدد هرچه باشد اما ماجرای بی شناسنامه ماندن فرزندان حاصل از ازدواج زنان ایرانی با مادران خارجی رشته ای است که سری دراز دارد و از آن ماجراهاست که به قول معروف به نتیجه نمی رسد مگر این که دم شتر به زمین برسد.

صدور شناسنامه برای افرادی که سال هاست بی هویت و بی تابعیت لقب دارند و تک تک لحظات شان را زیر سایه این القاب گذرانده اند، فرآیند پیچیده و وقتگیری است. مرحله اول، ثبت نام در سایت اداره کل امور اتباع و مهاجران خارجی است.

ثبت نام که انجام شد نوبت به تماس دفتر کفالت(دفاتر خدمات اقامت و اشتغال اتباع خارجی) با متقاضی می رسد. تماس که برقرار شد استعلام از ثبت احوال در خصوص اسناد سجلی مادران ایرانی به جریان می افتد. ایرانی بودن مادران که مسجل شد نوبت به آنالیز مدارک می رسد و اگر نقصی وجود داشته باشد به اطلاع متقاضی می رسد.

نقص مدارک که برطرف گردد، پفراینده از دفتر کفالت به اداره کل امور اتباع می رود و پس از انجام استعلام از مراجع امنیتی، اگر پاسخ این مراجع مثبت باشد، متقاضی به سمت دریافت گواهی عدم سوءپیشینه راهنمایی می گردد و اگر در این مورد هم مسئله ای وجود نداشته باشد پفراینده ها برای صدور شناسنامه به ثبت احوال فرستاده می گردد.

روی هم رفته 10مرحله پیش پای متقاضیان دریافت شناسنامه واقع شده است که نوشتن شان آسان است ولی گذر از یک مرحله به مرحله دیگر هفته ها و ماه ها زمان می برد. اکنون ماه هاست بخش عظیمی از مادران ایرانی و فرزندانشان که داشتن شناسنامه را رویای محقق شده خویش می دانستند در پیچ و خم این مراحل گیر افتاده و به ویژه از نقص مدارک رنج می برند.

آنها هم که نقص مدرک ندارند تا آنجا که ما کسب اطلاع نموده ایم بسته به این که در کدام شهر زندگی نمایند و ادارات آن شهر تا چه حد سرعت عمل داشته باشند، وضع و حالی متفاوت دارند.

شرح پریشانی

مهین به قدری اضطراب دارد که صدایش می لرزد و به اندازه ای مستاصل است که بوی ناامیدی از کلماتش پیداست. داستان ازدواج مهین با شوهر افغانستانی او داستان فریب و تدلیس در ازدواج است. آنها که ازدواج کردند مرد شناسنامه ای ایرانی داشت، وارد زندگی که شدند اما ایرانی نبودن شوهر و شناسنامه قلابی اش رو شد. همین بهانه طلاق مهین و پس از آن طرد او از سوی خانواده شد. مهین اما مانده بود و یک دختر که باز بهانه ای شد برای رجوع به همسر افغانی.

مهین می گوید اما این شوهر که شوهر بشو نبود او و دخترش را رها کرد و رفت، بعد هم پیام فرستاد که هر کاری دلت خواست بکن، حتی طلاق. مهین، این مادر 33 ساله ایرانی در یکی از شهرستان های استان تهران اما ماه هاست فقط به امید شناسنامه دار شدن دخترش نفس می کشد. نفس او بند است به دختر 10ساله اش که تا امروز بدون شناسنامه، با پاسپورتی که مهین سال ها پیش با هزار رنج برای او گرفته تحصیل می نماید و با این که پفراینده اش هیچ نقص مدرکی ندارد ولی پس از هفت ماه هنوز با او تماس نگرفته اند تا بداند تکلیفش بالاخره چیست.

سمیرا اما یکی از صدها مادران ایرانی است که نقص مدارکش نه فقط مربوط به او که مادر و مادر عظیمش هم که با مردان افغانستانی ازدواج نموده اند نه شناسنامه ایرانی دارند و نه عقدنامه ای که ازدواج قانونی شان را ثابت کند. زنان دو نسل قبل از او، از تولد تا مرگ بی شناسنامه زیسته اند و خودش هم که شناسنامه ندارد مثل یک مشکل مادرزاد، بی شناسنامگی را به دخترش منتقل نموده است. سمیرا بعد از تصویب آیین نامه اجرایی قانون اعطای شناسنامه به مادران ایرانی، از همان روز اول دست به کار شده ولی نقص مدرک دست از سرش برنمی دارد و او که راه به جایی ندارد هر شب و هر روز به حال دخترش می گرید.

بی شناسنامه بودن یعنی که نیستی، یعنی که به حساب نمی آیی و با این که هستی دیده نمی شوی. نه حق تحصیل داری، نه حق داشتن پاسپورت، نه گواهینامه رانندگی و نه هر چیزی که شناسنامه دارها دارند. اینها علاوه است به پدر خارجی که به احتمال زیاد ترکت نموده و اگر هست بودنش فایده ندارد و البته مادری که گرچه تو را به دندان گرفته و با خون دل عظیم نموده اما در مقایسه با موانع گردن کلفت، هیچ است هیچ.

موانع، جدی است

به تعداد زنانی که شوهر اتباع دارند و به شماره فرزندانی که پدرانشان ایرانی اند، مشکل بر سر راه صدور شناسنامه به نام مادران ایرانی ایستاده است. در این بین کسانی هستند که مهم ترین این مسائل را رصد و دسته بندی می نمایند و اگر بتوانند برای برطرف این موانع می کوشند.

مهدیه فراهانی که وکیل دادگستری است، کسی که برای متقاضیان مشکل دار و اغلب بی سواد، پفراینده تشکیل می دهد و گره های حقوقی کار را باز می نماید به ما شرح می دهد که عمده مشکل این افراد اثبات نسب و اثبات زوجیت است.

اثبات نسب یعنی این که ثابت گردد مادری که مدعی داشتن فرزندانی است واقعا مادر این بچه هاست و اثبات زوجیت یعنی این که این زن ثابت کند با مردی خارجی ازدواج نموده است.

مهدیه فراهانی می گوید برای اثبات نسب، مادران و فرزندان به پزشکی قانونی معرفی می شوند تا آزمایش ژنتیک از آنها گرفته گردد، درحالی که بیشتر این افراد آه ندارند تا با ناله سودا نمایند. به روایت او چندی پیش یک مادر و سه فرزند با تخفیفی که دفتر حمایت از زنان برای آنها لحاظ نموده بود نفری800 هزارتومان را به زحمت جور کردند، پولی که هنوز برای خیلی ها درشت است و چون از پس تامین آن برنمی آیند از اثبات نسب جا می مانند.

این وکیل دادگستری البته می گوید پیچیده تر از اثبات نسب، اثبات زوجیت است چون بیشتر مادران ایرانی شفاهی عقد شده اند و هیچ مدرکی برای اثبات ازدواج خود ندارند. از این رو وی چندان امیدی به صدور شناسنامه برای این دسته از متقاضیان ندارد و معتقد است از 80 پفراینده ای که او و همکارانش رویشان کار می نماید تا 70 درصد به نتیجه نخواهند رسید.

البته مهدیه فراهانی مسائل مادران ایرانی و فرزندان بلاتکلیف آنها را به این دو مانع محدود نمی داند و دریافت استعلام از نهادهای امنیتی را وقت گیرترین بخش کار می داند. او می گوید اگر به جای استعلام از دو نهاد امنیتی، به یکی از آنها بسنده می شد کارها سریع تر پیش می رفت.

درمورد موانع پیش روی این افراد اما حرف و حدیث بیش از اینهاست. پیمان حقیقت طلب، مدیرپژوهش انجمن دیاران، تشکیلات مردم نهادی که هدفش تسهیل زیست مهاجران در ایران است و چند سالی است که به طور ویژه بر موضوع مادران ایرانی تمرکز دارد، درگفت و گو با ما گرچه تاکید می نماید که عده زیادی تا امروز پیروز به دریافت شناسنامه شده اند و معتقد است این موضوع نباید نادیده گرفته گردد اما از بعضی مسائل جدی حرف می زند.

او ضمن تایید طولانی شدن فرایند استعلامات امنیتی و نیز کندی فرایند اجرای قانون به ویژه در استان های خراسان رضوی، قم، گلستان و سیستان و بلوچستان به محروم شدن نسل دوم و سوم مادران ایرانی از صدور شناسنامه اشاره می نماید.

حقیقت طلب می گوید: مساله بی شناسنامگی فرزندان با مادر ایرانی قدمتی حداقل 30ساله دارد و در حال حاضر با افرادی مواجهیم که مادرعظیم آنها ایرانی است و شناسنامه دارد و با فردی خارجی ازدواج نموده و حالا نه تنها فرزندش بلکه نوه او هم بی شناسنامه است.

طبق آیین نامه ای که تدوین شده این افراد همچنان از دریافت شناسنامه محروم اند و این معضل باقی مانده است. علاوه بر این در صورتی که یک دختر مادر ایرانی و پدر خارجی شناسنامه بگیرد و با فردی غیرایرانی ازدواج کند، مطابق آیین نامه فرزندش بازهم حق دریافت شناسنامه را نخواهد داشت.

عده ای سنگ اندازی می نمایند

روژینا و هلیا، دو دختری بودند که روز24 آبان سال 99 به نام مادر ایرانی آنها برایشان شناسنامه صادر شد. اینها دو نفر اول در کشور هستند که به خاطر داشتن پدرخارجی، شناسنامه ایرانی شان به نام مادر صادر شد. دنیا و دیانا هم فرزندان مادر ایرانی ساکن در استان سمنان هستند که 9 دی پارسال اولین دارندگان شناسنامه ایرانی در این استان لقب گرفته اند.

این چهار نفر نماینده یک جمعیت چند صد نفری اند که از زمان تصویب قانون تا به امروز در سراسرکشور پیروز به دریافت شناسنامه شده و از رنج بی هویتی خلاص شده اند. اما در ازای این جمعیت، جمعیتی به مراتب عظیم تر وجود دارد که هنوز در پیچ و خم کار سرگردانند.

چرایی این سرگردانی را که از حسین احمدی، مدیرکل اداره امور اتباع خارجی استان خراسان رضوی به عنوان استانی که یکی از پرگلایه ترین استان هاست، جویا شدیم او مهم ترین دلیل را نقص مدارک عنوان نمود و به خبرنگار استانی جام جم گفت: بیشتر ازدواج های زنان ایرانی با مردان خارجی مربوط به سال های قبل است که عمدتا گواهی ثبت قانونی ندارند و شوهران نیز فاقد مدارک اقامتی هستند که این موضوعات فرایند صدور شناسنامه را طولانی می نماید.

او البته به طور مستقیم، درباره تعلل هایی که در مشهد، متقاضیان را گله مند نموده، شرحی نداد ولی گفت از ابتدای سال تا به امروز47 شناسنامه به نام مادران ایرانی صادر شده است. کوچکی این عدد وقتی به چشم می آید که بدانیم او در آماری که به جام جم ارائه کرد، شرح داده تا به حال بیش از 11هزارمادرایرانی متقاضی دریافت شناسنامه شده اند که با فرض هر مادر، سه فرزند، تعداد متقاضیان به بیش از30هزار نفر می رسد.

چرایی سرگردانی متقاضیان را با جلیل رحیمی دنیا آبادی،عضو کمیسیون امنیت ملی مجلس که در میان گذاشتیم اما او حرف های دیگری داشت. او که پیش از این درباره طولانی شدن استعلامات، نامه ای خطاب به رئیس جمهوری نوشته بود به جام جم می گوید: آن نامه را جواب ندادند، آیین نامه ای که دولت نوشته نیز مسائل و مسائل را حل نمی نماید، به استعلامات هم پاسخ نمی دهند و از متقاضیان می خواهند مدارک هویتی پدرخارجی را از کنسولگری ها بگیرند که اینها نیز مدرکی تحویل نمی دهند و جوابگو نیستند.

خلاصه خیلی ها سرگردان شده اند و گویا نهادهای امنیتی، نیروی انتظامی و وزارت کشور هم اراده ای برای اجرای قانون ندارند و تشخیص شان این است که با اجرای قانون، مسائلی پیش می آید و در نتیجه سنگ اندازی می نمایند.

اما اگر ماجرای سنگ اندازی ها درست باشد پس به حال متقاضیان و قانونی که جدی گرفته نمی گردد باید دل سوزاند، اگرهم سرگردانی ها به واسطه تعلل و وقت کشی های مرسوم است که باید هرچه زودتر فکری به حالش بگردد چون بی شناسنامگی که مترادف است با بی هویتی در حال آزردن خیلی هاست.

منبع: جام جم آنلاین

به "در حسرت شناسنامه" امتیاز دهید

امتیاز دهید:

دیدگاه های مرتبط با "در حسرت شناسنامه"

* نظرتان را در مورد این مقاله با ما درمیان بگذارید